السيد الطباطبائي
100
مجموعه رسائل ( فارسى )
شئون و مقامات آنان خبر مىدهد و براى كسى كه اهل فهم باشد ، كافى و بسنده است . و اما خصوصيات مقامات عارفان را كسى جز پروردگار ايشان - كه نامش گرامى باد ! - آگاه نيست . دنباله : احاطه بر مقامات اولياء و اسرار و رازهايى كه با خدا دارند ، ممكن نيست ، زيرا ولايت و سرپرستى امور ايشان با خدا بوده و اسماء و رسومشان هم در خدا فانى گشته است . و خداوند سبحان خود فرموده است : « وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ » « 1 » . و آنان را همين شرافت بس است كه سرپرستى و ولايت امورشان با خداست و خدا خود مربى ايشان گشته است و بشارت دهندهء آنان است . خداى سبحان فرموده است : « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » . « 2 » سپس به شناساندن و معرفى آنان پرداخته و مىفرمايد : « الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ » * « 3 » . آنگاه آنان را پس از آنكه به تقوا توصيف كرده ، به ايمان وصف فرموده است . و آشكار است تقوا كه همان پرهيز از آن چيزى است كه باعث خشم خداوند مىشود ، پس از ايمان به خدا و رسول صلى الله عليه و آله تحقق مىيابد . بدين ترتيب دانستيم كه ايمان ياد شده در آيهء شريفه غير از ايمانى است كه مقدم بر تقواست و اين ايمان ، همان تأكيد ايمان و تثبيت آن است ؛ به گونهاى كه مقتضى آن ، از آن تخلف نكند .
--> ( 1 ) . و خلق را هيچ به او احاطه نيست ( 2 ) . آگاه باشيد كه دوستان خدا هرگز هيچ ترسى [ از حوادث آيندهء عالم ] و هيچ اندوهى [ از وقايع گذشته جهان ] در دل آنها نيست ( 3 ) . آنها اهل ايمان و خدا ترسند